یک نفر چند بار میره و با ز برمیگرده ؟؟؟؟ ..من همین یک نفرم ...مدتهاست هر دفعه بنابر مسائلی

از نت و بلاگ و وبلاگ نویسی دور میشم و باز میگردم ..

نمیدانم...کلا تازگیا از هیچی سر در نمی آورم ...ولی با گوشی اغلب کامنتها رو میدیدم و از همه دوستانی که

فراموشم نکردند بینهایت سپاس گزارم ....ای کاش بتوانم محبت های همه را جبران کنم .....

آه.داستان غریبی داشتم این سه چهار ماهه ...زندگی بازیهای خودش را دارد .....برنامه و هدف جای خودش

و بازی روزگار هم هست ....

از ماهها پیش برنامه داشتم که با تعطیلات تابستان سفری سه ماهه به تهران داشته باشم و دوره ای فشرده

را شرکت کنم برای برنامه های کامپیوتر و شبکه ....در حین برنامه ریزی مادر همسرم بیمار شد ..

با بیماری و فهمیدن مشکل اصلی ایشان ...نتوانستم به برنامه خودم برسم و به پرستاری و نگهداری از

ایشان پرداختم .. بستری شدند و جراحی و بعد هم دوران نقاهت در منزل ما ...و قرار بر شیمی درمانی

داشتند تا نوروز .....که پایان دوران بیماری بود طبق حدسیات پزشک....

ولی بیمار من ..بنا بر هر دلیلی با دنیا وداع کرد و به ابدیت پیوست.......

هنوز  یک ماه نشده ....همین الانم خیلی روحیه ندارم ....خسته و عصبی هستنم...

ولی دوست دارم بیام اینجا ...پیش دوستانم ...تا کم کم من بتوانم در جریان زندگی عادی خودم  

و روحیه ی اصلی خودم بر گردم ....

بابت پر حرفیام پوزش میخواهم ................. 

دوست دارم دوستانم شاد باشند و موفق در زندگی....دوست

دارم دلهایتان گرم و پر امید باشد ....