گم شدم در خود، دگر خود نیستم

در تو غرقم، تو شدم !من نیستم

عشق از معشوق گیرد شعله ها

منکه سوختم جز خاکستر،چیستم

ای تو درمان درد دلم ای عشق بی همتای من

دیگر نتوان برد زدل مهر تورا بیرون، شدی خود، هستیم