مکن منع من مست
مکنم منع تو ای زاهد فرزانه ز میخانه
تو چه دانی که جفای دگران چه دردی دارد ؟
و چه دانی زخم نامردمان ناسور شده
می، بر من رواست تا شوم مست و خراب
درد من کم نشود از می و میخانه ولی
لحظه ای میروم از شهر تو نامرد برون
تو چه دانی که جفای دگران چه دردی دارد ؟
و چه دانی زخم نامردمان ناسور شده
می، بر من رواست تا شوم مست و خراب
درد من کم نشود از می و میخانه ولی
لحظه ای میروم از شهر تو نامرد برون
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 2:32 AM توسط زهرا
|
من درین سرزمین ..گم شده ام دیگر